|
گریه کردم... یه چیزی بگم از حرفه ام تاتر...
عجب انتخابات عجیبی است این دوره... !!! هر کس برای اثبات خود دیگری را نفی می کند... کم کم انتخابات داره تبدیل می شه به جنگ تن به تن... به نظر شما کدوم یکی از کاندیدا در این مبارزه پیروز می شه..؟؟ ـ آرام که رفت کشور همسایه... منم دارم می رم شمال کشور...جاتون خالی..
سلام... از فردا به مدت ۸ روز با کار عروسکی (تاب تیبل) در نمایشگاه کتاب احتمالا غرفه ی کودک و نوجوان مشغول به کار می شم...
سلام...
دیروز اجرای کارمون در محوطه ی باز ( موزه ی باغ ملی و هنر ایرانی ) در الهیه ، خیابان فرشته ی تهران اجرا شد... کار اجرای خیمه شب بازی بود... براتون چند تا از عکسهای عروسکها ، تمرین و اجرارو میذارم...
سلام... چند وقتیه سرم شلوغه... درگیر چند تا تئاتر عروسکیم... عکسهای کار آماده شد حتما براتون میذارم...
من مرغ آتشم
فرصتی بده به دستام بذار دستاتو بگیرم عاشقونه... نگو ما با هم غریبیم به من احساسی نداری بی بهونه...
فصلی دیگر... سالی دیگر... و باز هم نو شدن و تازه گی... یک سال دیگه هم گذشت و بزرگتر شدم... سال نو مبارک...... ـ بابا امسال دومین سال تحویل بود که کنارمون نبودی... لحظه ی سال تحویل کنار مزارت چقدر گریستیم...
|
About
...دلم می خواد گریه کنم Archivesتیر 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 Links
ايران تاتر
افسونگر
اجتماعی |